اسب خیالی

5 plus ones based on 5 ratings

شعر اسب خیالی

دیشب تو را در خواب دیدم
ای اسب زیبای خیالی
وقتی نشستم روی زینت
بردی مرا یک جای عالی

با هم سفر کردیم در خواب
از روی دشت و کوه و دریا
تا شهرهای دور رفتیم
تا هر کجا، هر جای دنیا

هر شب به خواب من می آید
اسبی که بال و دم ندارد
کی می خرد بابا برایم
او را که اصلا سم ندارد

از صبح تا شب در مغازه
آرام و ساکت ایستاده
او هیچ جائی را ندیده
حتی سواری هم نداده

اسب قشنگم یک دوچرخه است
با این که پا و سم ندارد
من مطمئنم در رقابت
او اسب را جا می گذارد

«سعیده موسوی زاده»


***

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *