با چشم دیگران انتخاب نکنید

5 plus ones based on 5 ratings

با چشم دیگران انتخاب نکنید

دسته اول افرادی هستند که زندگی بی قید و بندی داشته و به نظر خود از آزادی مطلق برخوردارند. آنان چنین می اندیشند که اگر ازدواج کنند آزادی آنها سلب شده و باید مقید زن و زندگی باشند و دیگر آن آزادی و خودسری را ندارند. این گروه فلسفه ازدواج را فقط ارضای جنسی می دانند و عقیده دارند این میل را از راه های مختلف و به طور آزادانه می توان اشباع کرد و دیگر احتیاجی به تشکیل خانواده و تامین مخارج کمرشکن آن نیست.

دسته دوم افرادی هستند که مخالف ازدواج نیستند، اما نداشتن درآمد کافی و دیگر شرایط، آنها را از تشکیل خانواده محروم کرده است. زبان حال این افراد می گوید: که در امر معاش کمتر از مرغ مباش/ اول پی خانه باش و سپس فکر فراش.

دسته سوم که عده کمی هستند اهل فرقه یا به قول خودشان اهل دل هستند. اینان از سنت پیامبر سرپیچی کرده و راه رهبانیت و به اصطلاح زهد را پیش می گیرند و عقیده دارند زهد همین است که انسان از زن و خانواده کناره گیری کند و فقط به نماز و روزه بپردازد.

در قضاوت نسبت به دسته اول باید گفت حرف این گروه غیرمنصفانه است و درست نیست و منشا آن غیر از هوس و تن پروری و فرار از مسوولیت و گاهی عصیان و انتقام چیز دیگری نیست.

دسته دوم از جانب دین دعوت به ازدواج شده اند و از آنان خواسته شده توکل و اعتماد به خدا را از دست ندهند.

دسته سوم هم تفکر قابل قبولی ندارند و افراطی هستند.

اما گروه کثیری از مردان هم هستند که از نظر اجتماعی و اقتصادی آمادگی لازم برای ازدواج و تشکیل خانواده را دارند، اما به دلیل آن که همسر دلخواه خود را در میان نزدیکان، دوستان، اقوام، همکاران و… پیدا نکرده اند، ازدواجشان به تاخیر افتاده است. اینجاست که نقش واسطه یا معرف می تواند پررنگ شود، اما نکته قابل توجه آن که اگرچه وساطت در امر ازدواج مزد و ثواب بسیار دارد، اما باید گفت کار پرمسوولیت و سنگینی است و پختگی و کارآزمودگی زیادی لازم دارد و به اصطلاح باید غذایی پخت که قابل خوردن باشد.

متاسفانه این روزها بسیار دیده می شود که برخی افراد از روی ناآگاهی، بی خبری یا سوءنیت بدون آن که از وضع اخلاقی یک پسر یا دختر یا از مصالح زندگی اجتماعی دو خانواده اطلاع کافی داشته باشند دست به معرفی ناقصی می زنند که هیچ گونه تناسب اخلاقی، اقتصادی و مذهبی در آن وجود ندارد. در نتیجه یک پسر و یک دختر و دو خانواده بی گناه را بدبخت می کنند. این ازدواج نامناسب که در اثر اعتماد به یک معرف ناآگاه به وجود آمده مانند سفره ناقصی است که جمع کردن آن رسوایی دارد و پهن بودنش نگرانی و خون دل خوردن!

اما به راستی یک معرف خوب چه ویژگی هایی دارد؟ خانواده ها باید به چه کسانی اعتماد کنند؟
یک واسطه خوب و مطمئن باید متدین، عاقل، فهیم، دلسوز و خیرخواه باشد، معیارهای اصلی و حقیقی ازدواج را بشناسد، نقاط ضعف و قوت دو طرف را بداند، کاملا با خلقیات، روحیات، فرهنگ و مذهب خانواده ها آشنا باشد و بسیار سنجیده و عاقلانه طرفین را آگاه سازد.

در این شیوه آشنایی، واسطه ها به دلیل شناختی که از دو طرف دارند مهره اصلی انطباقات اولیه واقع شده و اقدام به معرفی افراد به یکدیگر می کنند. در این میان بسیاری از خانواده ها نیز تنها به صرف آشنایی، به فرد معرفی کننده بیشتر از فرد معرفی شونده اعتماد می کنند، اما باید دانست فرد واسطه بر اساس نظام فکری، فرهنگی و مذهبی خود دو نفر را به هم معرفی می کند و ممکن است طرفین را به درستی نشناخته باشد، بنابراین نمی تواند تضمین کننده موفقیت در ازدواج باشد. در واقع جوان ها و خانواده هایشان باید بدانند پس از معرفی باید بر اساس اعتقادات و روحیات خود به تحقیق و بررسی بیشتری پرداخته و بر اساس آنچه می شنوند تصمیم نگیرند.

همه واسطه ها خیرخواه نیستند
واسطه ها چند گروه اند. عده ای خیرخواه و آگاهند. پس می توان به آنها اطمینان کرد. عده ای خیرخواه اما ناآگاهند. اعتماد به این افراد خسارت بار و موجب پشیمانی می گردد. عده ای درست مثل بنگاه املاک عمل می کنند. یعنی همه تلاششان در پی تحقق معامله و رسیدن به سود و منفعت مالی است اینها هم خطرناکند. گروه دیگر سوءنیت دارند یعنی با حیله و دغل سعی می کنند به اهداف و منافع شوم خود برسند. این گروه سرشار از بخل، کینه و حسد بوده و هدف اصلی آنان نابودی خانواده ها است. این دسته به شدت غیرقابل اعتماد بوده و باید از آنها ترسید. در نهایت این گونه می توان گفت که انتخاب یک معرف امین و خیرخواه خود نیز به اندازه انتخاب یک همسر مناسب سخت و گاهی ناشدنی است.

جام جم
***

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *