خنده پدر

5 plus ones based on 5 ratings

شعر خنده پدر

می رسد ز در پدر
روی چهره اش غم است
حرف می زند یواش
خنده بر لبش کم است

گیره لباس را
می زنم به گوش ها
می کشم به گونه خط
تا شوم چو موش ها

با صدای جیغ موش
می دوم کنار او
گربه می شود پدر
تا شوم شکار او

خانه می شود پر از
خنده من و پدر
خستگی ز جان او
باز می رود به در

«محمد علی سپهر افغان»


***

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *