وقتی با هم نمی سازند

5 plus ones based on 5 ratings

وقتی با هم نمی سازند

راه حل های مناسب برای کم کردن اختلافات خواهر و برادرها
معمولا خواهر و برادرهای بزرگ تر درباره اینکه کودک تازه چقدر بامزه خواهد بود، افکار جالبی دارند؛ اکثر والدین نیز نظرات رمانتیک و آرمانی درباره اینکه کودکانشان چه لحظات زیبایی را با هم سپری خواهند کرد در ذهن می پرورانند.

آنها می اندیشند کودکان بهترین دوستان یکدیگر خواهند شد. ولی حقیقت این است که خواهر و برادرها حداقل در سال های اولیه زندگی شان همیشه با همدیگر خوب نخواهند بود و زمان بسیاری را به جنگیدن و مشاجره سپری خواهند کرد. البته اختلاف بین خواهر و برادرها طبیعی است و از تفاوت سنی، شخصیت و علایق آنها ناشی می شود ولی بدان معنا نیست که نمی توانید به کودکانتان کمک کنید تا با هم پیوندهای محکمی پیدا کنند و با همدیگر خوب تر باشند.

اختلاف خواهر و برادرها 3 عامل عمده دارد: جلب توجه والدین، دستیابی به قدرت و دستیابی به مالکیت.

هر یک از کودکان می خواهد تمام توجه شما را و یا حداقل بیشتر از آنچه خواهر و برادرهایش به دست می آورند به دست آورد. معمولا یک کودک خردسال پس از به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانواده به عادت هایی مثل مکیدن شست، آب خوردن از شیشه و خیس کردن خودش بازگشت می کند، تا حداقل به همان میزان که کودک جدید توجه می بیند، به او هم توجه شود.
در هر گروهی، سلسله مراتبی وجود دارد. کودک بزرگ تر در خانواده می کوشد به دلیل جثه، سن و زودتر به دنیا آمدن، قدرت خود را حفظ کند. در حالی که خواهر و برادرهای کوچک تر برای به دست آوردن چنین موقعیتی با زیرک تر بودن، ورزشکار شدن، زیبا تر بودن و هر مزیت دیگری که بتوانند به دست بیاورند با بزرگترها رقابت می کنند. زمانی که بیش از دو کودک باشند، اتحادهایی به وجود می آید؛ مثلا بزرگ ترین و کوچک ترین با همدیگر متحد می شوند یا اینکه پسرها علیه دخترها با همدیگر متحد می شوند.

جنگیدن بر سر اموال یا دوستان، اغلب تلاشی برای جلب محبت و تصدیق والدین است و ممکن است بازتاب جنگ قدرت در خانواده (بین پدر و مادر) نیز باشد.

جمله «مال منه» آغازگری آشنا برای دعواهاست، شما نمی توانید اختلاف خواهر و برادرها را ریشه کن کنید بلکه می توانید یک ارتباط سالم بین خواهر و برادرها ایجاد کنید و بکوشید آشفتگی را در یک حد قابل تحمل نگه دارید.

حال اگر می خواهید اختلاف های بین خواهر و برادرها تا اندازه ای برطرف شود به راه حل های مناسب ذیل توجه کنید:

کودکان را با هم مقایسه نکنید
بعضی مقایسه ها اجتناب ناپذیرند. اگر شما به آنها نگویید، خاله یا عموی کودک خواهند گفت، یا اینکه خود کودکان تفاوت ها را خواهند فهمید. ولی به یاد بسپارید هنگامی که با مقایسه بین کودکان، می خواهید آنها را کنترل کنید یا به آنها انگیزه دهید، این کار برای آنها مضر خواهد بود.
کودکی که فکر می کند به خوبی کودکان دیگر نیست، نه تنها انگیزه ای برای تلاش بیشتر ندارد بلکه احساس می کند که دیگر کاری از او ساخته نیست. مقایسه ها باعث تشدید اختلافات و افزودن جنگ های درون خانوادگی می شوند. بکوشید تا هر کدام از کودکانتان را به عنوان یک فرد جداگانه محک بزنید و از وجود آنها لذت ببرید. به آنها کمک کنید تا با یافتن نقاط قوتشان بر ضعفشان غلبه کنند. تحسین، هنگامی که صحیح از آن استفاده شود و روشی آشکار برای مقایسه بین کودکان نباشد می تواند یک انگیزه دهنده عالی باشد.
اگر به امیر بگویید کارش را خوب انجام داده است، کودک بدون اینکه احساس تحقیر کند، مطلب را می گیرد. مثلا بگویید «امیر، خیلی خوشم اومد که تا از مدرسه اومدی شروع کردی مشقاتو نوشتی، وقتی تموم کردی بریم با هم توپ بازی کنیم».
تمام پیشرفت ها را اعلام کنید. هر کاری را که هر یک از کودکان انجام می دهند مورد توجه قرار دهید و بگذارید کودکان با یکدیگر احساس راحتی کرده و به همدیگر افتخار کنند. گفتارهای اشتباهی مثل: «چرا مثل برادرت خوب نمی نشینی؟ ببین چه خوبه؟» یا «خواهرت تمام نمره هاش بیسته، چرا بیشتر درس نمی خونی؟»
به کودکان بیاموزید که خودشان به حل و رفع اختلاف ها بپردازند.
قوانین کافی نیستند. کودکان باید توانایی اجرا داشته باشند؛ الگو باشند. والدین بهترین معلمان فرزندان خود هستند، زیرا کودکان به احتمال زیاد به طور ناخودآگاه از آنها تقلید می کنند. بنابراین به مهارت های حل و رفع اختلاف خودتان نگاه کنید و اطمینان یابید که خودتان الگویی مناسب برای آنچه از کودکان انتظار دارید هستید. جلسات خانوادگی ترتیب دهید.
زمانی که مشکلات حقیقی به وجود آمدند همه را جمع کنید (ولی نه برای شکایت کردن) بلکه برای اختلاف ها راه حل هایی بیابید. از نقش بازی کردن استفاده کنید و با هر کودک به طور جداگانه مسئله اختلاف را مورد بحث قرار دهید. تا زمانی که راهبردهای تصویب شده برای حل و رفع اختلاف روشن نشده اند به این کار ادامه دهید.

همکاری را تقویت کنید
هدف شما باید بر آن باشد که زمان های خوب بودن کودکانتان را دریابید و آنها را برای دوستی با یکدیگر تحسین کنید. عقب نشینی نکنید و در عین حال هیچ مداخله ای هم نکنید. نباید درست هنگامی که دعوا شروع شد وارد مهلکه بشوید و شروع به انتقاد کردن و باید و نباید گفتن بکنید.
همیشه میانجی نباشید. بگذارید کودکان یاد بگیرند که چطور به حل و رفع اختلاف هایشان بپردازند. از نادیده گرفتن، سنجیده استفاده کنید؛ به طور کلی دعواهای جزئی را نادیده بگیرید، زیرا اغلب کودکان می خواهند با پرداختن به آن جلب توجه کنند، در این مواقع خود را از دعوا بیرون بکشید و یا حتی از اتاق بیرون بروید و بعدا درصورت لزوم درباره مشکل صحبت کنید.

از محرومیت موقت استفاده کنید
با همه کودکان به یک شکل رفتار کنید. سعی نکنید قضاوت کنید و حکم برانید و مقصر را پیدا کنید. اگر آنها نتوانستند اختلافشان را حل و رفع کنند باید همه شان به یک صورت تنبیه شوند. آنها را از یکدیگر یا از آن موقعیت خاص جدا کنید.
خواهر و برادرانی که با یکدیگر دعوا کرده اند را به طور موقت از بودن با همدیگر محروم کنید و یا اینکه از جایی که دعوا در آن اتفاق افتاده است، بیرون ببرید.
وقتی همه راه ها را امتحان کرده اید ولی هنوز جنگ و مشاجره ادامه دارد، از روش (یک، دو، سه، تنبیه) استفاده کنید. اگر می بینید که کودکان چند دقیقه است با همدیگر دعوا می کنند، شما با اعلام شماره یک فرصتی با آنها بدهید تا راه حلی پیدا کنند. ولی وقتی می بینید جنجال هنوز ادامه دارد یا اینکه آنها می کوشند کمک شما را به دست بیاورند، آنگاه شماره 2 را اعلام کنید و بگویید اگر نتوانید خودتان این مشکل را حل کنید، شماره 3 اعلام خواهد شد. اگر هنوز هم جنگ ادامه دارد شماره 3 یعنی زنگ پایان اعلام می شود و آنها حق با هم بودن را ندارند.

از تصحیح بیش از حد استفاده کنید
راه حل تصحیح را برای زمانی نگه دارید که راه حل های دیگر موثر واقع نیفتاده اند. تقصیرکاران را بیش از حد تصحیح کنید. اگر خودتان دیده اید که کودکی به عمد اسباب بازی خواهرش را شکست، قانون زیر را عنوان کنید: «کودکی که اسباب بازی یکی دیگه رو بشکنه، باید به جایش دو تا از اون بخره.» اگر کودک پول نداشته باشد باید یکی از اسباب بازی های خودش را بدهد.
در صورت توهین کردن به یکدیگر نیز از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. نتیجه طبیعی آن می تواند 10 بار گفتن جمله های خوشایند به یکدیگر و 10 بار نوشتن آنها باشد. مثلا 10 بار بنویسند:
«دوستت دارم».

لادن نصیری
***

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *