درباره اختلال چند شخصیتی

5 plus ones based on 5 ratings

درباره اختلال چند شخصیتی

یکی از بحث انگیزترین بیماری های روانی اختلال چند شخصیتی است. اختلال چند شخصیتی که نام دیگر آن «هویت تجزیه ای» است، یک بیماری وخیم روانی است که زیر مجموعه اختلالات تجزیه ای است. اختلالات تجزیه ای در مجموعه تشخیصی DSM4 با داشتن ویژگی اساسی پاشیدگی هشیاری، حافظه، هویت یا درک محیط، تعریف شده اند.
بیماران مبتلا به این اختلالات ممکن است پدیده های تجزیه ای از شکل بهنجار (قابلیت هیپنوتیزم) تا بیمارگونه (تعدد شخصیت) نشان دهند.

در اختلال شخصیت چندگانه که نوعی اختلال در هویت است، دو یا چند شخصیت مختلف کنترل رفتار فرد را از زمانی به زمان دیگر در دست می گیرند. معمولا یک شخصیت نسبت به سایر شخصیت ها غالب است. شخصیت غالب معمولا نسبت به سایر شخصیت ها فراموشی دارد و از وجود آنها آگاه نیست. انتقال از یک شخصیت به شخصیت دیگر معمولا ناگهانی است.
برخی از شخصیت ها ممکن است از برخی وجوه شخصیت های دیگر آگاه باشند اما در هر زمان یکی از آنها کنترل رفتار بیمار را در دست می گیرد. هر شخصیت ممکن است یک سری خاطرات مخصوص به خود داشته باشد و هر یک اسم و و خصوصیات فیزیولوژیک متفاوت داشته باشند. مثلا نمره عینک آنها برابر نباشد یا بهره هوشی متفاوت داشته باشند یا اشتها، تمایلات جنسی، سن و نژاد متفاوت داشته باشند. یکی یا چند تا از شخصیت ها ممکن است در عین حال بیماری روانی توام مثل افسردگی یا وسواس داشته باشد.

• نشانه های شخصیت چند گانه چیست؟

در بسیاری موارد تعدد شخصیت تنها به دو مورد محدود می شود اما چند شخصیتی می تواند تا ده ها شخصیت متفاوت را شامل شود. مهمترین نشانه های این اختلال به این قرارند:

1. گزارش ضعف حافظه و خارج شدن از دایره زمان و فراموشی لحظه ای یا مشکل در به خاطر آوردن برخی اطلاعات فردی که قابل توجیه با فراموشی معمولی نیست.

2. گاهی دیگران رفتارها یا خاطراتی را از فرد بازگو می کنند که خود بیمار آنها را به خاطر نمی آورد.

3. تغییرات قابل توجه در رفتار بیمار به گزارش یک ناظر قابل اطمینان دیده می شود. بیمار ممکن است خود را به نام دیگری بخواند یا به عنوان سوم شخص خطاب کند یا در وسایل اش نوشته ها، نقاشی ها یا اشیایی مثل کارت هویت متفاوت و غیره پیدا شود.

4. برخی از این بیماران دچار توهمات شنیداری یا دیداری می شوند و ممکن است صداهایی ذهنی از شخصیت های دیگر درون خود بشنوند.

5. سردردها، افسردگی و عصبانیت های بی دلیل ممکن است در آنها دیده شود.

• چه عاملی موجب چند شخصیتی شدن می شود؟

بررسی تاریخچه زندگی افراد چند شخصیتی نشان می دهد که سابقه مورد سوءرفتارهای جسمی، روانی و بیش از همه جنسی قرار گرفتن در دوران کودکی آنها وجود داشته است. بسیاری از آنها از جانب فرد مورد اعتماد خود، مورد آزار قرار گرفته اند.
در این وضعیت کودک از این اختلال به عنوان نوعی دفاع استفاده می کند. جنبه های مختلف شخصیت اصلی او از هم جدا می شوند در واقع تجزیه می شود و هر شخصیت هیجان یا حالت لازم را ظاهر می سازد. وقتی سوءرفتار روی می دهد کودک برای محافظت از خود از ضربه یا جدا کردن خود از اعمال وحشت انگیز، اساسا تبدیل به شخص دیگری می شود که سوءرفتار برای او روی نمی دهد و ممکن نیست روی دهد. سپس این شخصیت های تجزیه شده در دراز مدت در شرایط مختلف خود را ظاهر می سازند تا فرد خودش را از تهدیدهای هیجانی غیرقابل تحمل و آسیب در امان نگه دارد.
در برخی موارد هم علت بیماری به صرع و آسیب مغزی نسبت داده شده است.

• زندگی افراد چند شخصیتی به چه سمتی می رود؟

تغییرات فرد و رفتن از هویتی به هویت دیگر موجب می شود که برای فرد مشکلات متعدد در روابط بین فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی به وجود آید. همچنین این احتمال را به وجود می آورد که برای فرد درگیری و نزاع پیش بیاید و فرد کارش به کوشش برای خودکشی یا قرار گرفتن در دادگاه و زندان بینجامد.

• درمان:

اختلالات شخصیت تجزیه ای خود به خود درمان نمی پذیرد و علائم و نشانه های آنها در گذر زمان دچار تغییر و دگرگونی می شود.
درمان این اختلال با روانکاوی و هیپنوتیزم صورت می گیرد و هدف درمان، محدود کردن شخصیت فرد به یک هویت منحصر به فرد است که بتواند عواطف خود را ابراز کند.
***

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars

2 دیدگاه برای درباره اختلال چند شخصیتی

  1. kambiz گفت:

    ا سلام خدمت دکتر بزرگوار من چندسالی که دچار بیماری روحی یا روانی شدم حدود یک سال و اندی پیش ترس های بچه گانه و غیر واقعی من مث ترس از جن و ماورا اوج خودش رسید با این که یک ورزشکار عظیم جسته بودم اما این ترس ها منو از پای در میاورد به طوری که از حموم رفتن میترسیدم یا بعضی وقتها از آدم ها یا تو خونه تنها موندن در این بین مشکلات مالی و برشکستی هم شروع شد و دیگه واقعا روحم خسته بود الان بعد از گذشت یک سال وارد فاز جدیدی شدم طوری که به آینه نگاه میکنم انگار خودمو نمیشناسم دنیا رو درک نمیکنم اصلا نمیفهمم انسان چیه دنیا چیه از محل کارم میترسم از غروبا میترسم چون این حالت برام تشدید میشه جوری که از اضطراب و ترس لرزم میگیره حتی یاد خدا هم آرومم نمیکنه از اجتماعات به کل گریزونم .خیلی احساس آزار دهنده ایه انقد کلافم و بیخود زنده ام که حتی حوصله نظافت و تراشیدن ریشمو ندارم دوستام به من میگفتن کوه انرژی ولی الان نمیدونم اصلا کی هستم دکتر روانشناس و اعصابم رفتم خوب نشدم مجددا یه دکتر دیگه این اوخر رفتم و قرص برام نوشت بدترین نگرانیم اینه که فکر میکنم کسی این بیماری نداشته خواهش میکنم دکتر بزرگوار یه قلوت قلبی چیزی بهم بدین یه راهنمایی لطفا عاجزانه میخوام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *